
میلاد خجسته و مسعود
شمس الشموس
خسرو اقلیم طوس
شاه انیس النفوس
حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)
بر همگان مبارکباد

سالها تاریخ شمسی گشت و گشت
شادمان شد تا شنید این سرکذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه هشتاد و هشت
وامیدارد! چگونه به این اشکهای ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت،
فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
صدای گریه میآید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای
به آسمان خواهد شتافت!
شهادت مظلومانه قرآن ناطق،
امام صادق علیهالسلام
بر شما تسلیت باد.
امام صادق علیهالسلام فرمود:
-کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است
یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر
باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.
-(به وسیله اعمالتان) مایهی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
-با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید .



ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس
وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

چرا از آمدن او خبر نمی آید ؟
و انتظار قریبش به سر نمی آید؟
چه راه طول و درازی است بین بنده و او
مسافر غزلم از سفر نمی آید
تو گفته ای که دعا کن ولی گنه کارم !
از این دعا به خدا کار بر نمی آید
بگو که پس خودمان لا اقل قیام کنیم
علیه ظلم جهانی اگر نمی آید ؟
به منطقی که تو داری و عقل ناقص من
...ولی نیامدنش جور در نمی آید
جهان ظلمت و ظلم است و اصل نور تویی
بیا که تا تو نیایی سحر نمی آید
هر کس که چهار چیز داشته باشد بهشتی است
1- کسی که نگهدار لا اله الا الله باشد
2- چون نعمتی به او برسد الحمد لله بگوید
3- چون گناهی به او برسد استغفر الله بگوید
4- چون معصیت و مصیبتی ببیند انا لله وانا الیه راجعون بگوید
عید سعید فطر عید غلبه بر هوای نفس
بر صابران درگاه الهی مبارک باد

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
سر به آیینه ی "الغوث" زدم در شب قدر
آب شد زمزمه ی راز و نیاز رمضان
دیدم این "قدر" همان آینه ی "خلّصنا"ست
دیدم آیینه ام از سوز و گداز رمضان
بیش از این ناز نخواهیم کشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان
نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک
نکند بسته شود دیده ی باز رمضان
صبح با باده ی شعبان و رجب آمده بود
آن که دیروز مرا داد جواز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
استاد علیرضا قزوه


چه شود ای گل نرگس با تو دیدار کنم
جان و اهل و هستی ام بر تو گرفتار کنم
روزه ی هجر تو از پای بینداخت مرا
کی شود با رطب وصل تو افطار کنم

رمضان عبدا... خيلي نگران بود. پيكي پيش من فرستاده بود و اين سؤال را داشت كه به آقا سيد بگوييد آيا از حوادث ايران نگران هست يا نه؟ گفتم بگوييد من اصلا نگران نيستم، گفتند چرا؟ گفتم كسي كه آقا (آيت الله خامنهاي) را بشناسد نگران نميشود.

در مسأله فلسطين، آنچه كه هدف است، استنقاذ فلسطين است؛ يعنى محو دولت اسرائيل. فرقى بين سرزمينهاى قبل از سال 67 و بعد از آن نيست. هر يك وجب از خاك فلسطين، يك وجب از خانه مسلمين است. هر حاكميتى غير از حاكميت مردم فلسطين و حاكميت مسلمين بر كشور فلسطين، حاكميت غاصب است.
خصلتهایی که هر کس داشته باشد
داخل بهشت می شود
۱ - شهادت به وحدانیت خدا
۲ - شهادت به رسالت پیامبر (ص)
۳ - اقرار و اعتراف به آنچه پیامبر اکرم (ص) از طرف خدا آورده
۴ - به پا داشتن نماز
۵ - دادن زکات
۶ - روزه ماه مبارک رمضان
۷ - انجام حج
۸ - دوری از دشمنان خدا
۹ - دوری کردن از هر چیزی که مست کننده است
فوائد صدقه:
1- از مرگ بد جلوگیری می کند
2- موجب آبادی شهرها می شودموجب زیادی عمر می شود
3- موجب ایمن شدن از زیر آوار ماندن است
4- فقر را از بین می برد
5- موجب شفای بیماری می شود
6- قضای حتمی آسمانی را می برد
از این به بعد یه بخش را به وبلاگ اضافه کردیم
به نام نکته های نورانی که امیدوارم مورد قبول افتد.
در ضمن اگر شما هم نکته نورانی داشتید در بخش
نظرات بنویسید ما هم به وبلاگ اضافه میکنیم
از پدرم اسمشُ ياد گرفتم
وقتي چشام به روي دنيا وا شد
هنوز تو قنداقه بودم ياعلي
گفت و منُ بغل گرفت و پاشد
تو عالم بچگي و سادگي
وقتي غمي دنيامُ تاريك مي كرد
پدر ميگفت يا علي و پا مي شد
منُ به آسمونا نزديك مي كرد
زمزمه ي ياعلي و ياعلي
از رگِ مادرم تو خونم مي ريخت
شباي تشنه وقتي شيرم مي داد
طعم علي روي زبونم مي ريخت
علي كليد خانه ي خدا بود
قفل دل شكسته رُ وا مي كرد
علي مثِ فرشته هاي معصوم
با گريه دنيا رُ تماشا مي كرد
ماه شباي مشق بچگي هام
عكس علي بود كه تو چشمه مي ريخت
وقتي علي رُ مي نوشتم رو خط
نام علي برام كرشمه مي ريخت
بچگيام عمريه رفته از ياد
با اونكه از غصه دارم تا مي شم
دخترمُ وقتي بغل مي كنم
بازم مي گم يا علي و پا مي شم
عبدالجبار کاکایی

به مناسبت میلاد با سعادت امام مجتبی(ع)، داستانی
بسیار زیبا از برخورد ایشان با پادشاه روم و گفتگوی
بین این دو را تقدیم دوستان عزیزم میکنم.

میلاد با سعادت دومین ستاره تابناک آسمان امامت و ولایت ،
سیّد جوانان بهشت، کریم اهلبیت،
امام حسن مجتبی(علیه السّلام)
بر وجود مقدس امام زمان(ع) و تمام شیعیان و شما عزیزان
تبریک و تهنیت باد.
در ملک ولا، امیر و مولا؛ حسن است
فرماندهى کشور تولا؛ حسن است
هم جان محمّداست و هم جان على است
هم قوّت و قلب و جان زهرا، حسن است

فرمایشاتی گهر بار از امام حسن مجتبی(ع)[١]
«اللُّؤْمُ أَنْ لَا تَشْکُرَ النِّعْمَة»؛
پستى و لئامت؛ این است که شکر نعمت نکنی.
«مَنِ اتَّکَلَ عَلَى حُسْنِ الِاخْتِیَارِ مِنَ اللَّهِ لَهُ لَمْ یَتَمَنَّ أَنَّهُ فِی غَیْرِ الْحَالِ الَّتِی اخْتَارَهَا اللَّهُ لَه»؛
هرکس اعتماد دارد که هر چه خدا برایش پیش میآورد بهترین حالت اوست، آرزو نمیکند در غیر حالى باشدکه خدا برایش انتخاب کرده است.
«یَا بُنَیَّ لَا تُؤَاخِ أَحَداً حَتَّى تَعْرِفَ مَوَارِدَهُ وَ مَصَادِرَه»؛
اى پسر جانم! با هیچ کس دوستی و برادرى مکن، مگر آن که بدانى کجاها رفت و آمد دارد!!!
«الْخَیْرُ الَّذِی لَا شَرَّ فِیهِ الشُّکْرُ مَعَ النِّعْمَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّازِلَة»؛
خیرى که شرّ ندارد، شکر بر نعمت و صبر بر ناگواریهاست.


دو کاج
در كنار حریم یك اتوبان
توی تهران دو كاج روئیدند
مردم البته از گرفتاری
كاجها را به كُل نمیدیدند
روزی از روزهای پاییزی
حكم تعریض آمد از بالا
راه افتاد شخص پیمانكار
شب كه بودند خلق در لالا!
یكی از كاجها به ایشان گفت:
لطف خود را به بنده شامل كن
چند تا سَرو آنطرف تر هست
ما دو را جون مادرت ول كن!
گفت با طعنه مجری پروژه
كاج بی ریشه از تو بیزارم
از منابعْ طبیعی استان
بنده شخصا مجوزم دارم
سرو چون این شنید گفت: این كاج
به سبیل باباش خندیدهست
بنده فامیل حاجیام، ضمنا
ریشه هایم پر از مونوكسید است!
مجری طرح دید اینطوری
كار تعریض جاده ممكن نیست
گشت عازم مهندس ناظر
تا ببیند كه عیب كار از چیست
شهریاران شبانه با سرعت
راه تكرار بر خطر بستند
سرو و كاج و چنار را یكجا
با لودِر تكه تكه بشكستند

و طنز وبلاگمان را زیاد میکنیم تا طنز خونشان زیاد شود .
قبلا تشکر خالصانه خود را از آقا فرزاد به خاطر طنزی که در
قسمت نظرات گذاشت و چاشنی طنز ما را روشن کرد اعلام میداریم .
موضوع انشاء : آنفلانزای خوکی را تعریف کنید
امروز خانم معلم در سر كلاس درس گفت این روزها آنفلانزای خوكی آمده است و از همه ی ما خواست بعد از رفتن به خانه حتما دست هایمان را بشوییم و به كسی دست ندهیم و روبوسی هم نكنیم و به عنوان موضوع انشاء درباره آن هر چه میدانیم و شنیدیم بنویسیم !
به خانه رفتم، عمو اینا و بابابزرگ خانه ی ما بودند، فرشاد سریع آمد و بعد از اینكه به هم سلام كردیم، دستش را دراز كرد تا با او دست بدهم اما من به او دست ندادم، نمی دانم چرا فرشاد وقتی فهمید نمی خواهم با او دست بدهم با كله زد توی سر من! بابایی و عمو در ابتدا به من و فرشاد مشاوره می دادند و ما را راهنمایی می كردند كه همدیگر را چگونه بزنیم، اما بعد از كمی دعوا و پس از اینكه كم كم اشك هر دوی ما درآمد عمو و بابا كه دیدند كار دارد به جاهای باریك می رسد آمدند و ما را از هم جدا كردند؛
پدر وقتی دلیل دعوایمان و ایضا دلیل من برای دست ندادن را فهمید گفت: «پسرجان! تو چقدر ساده هستی! اصلا چیزی به اسم آنفلانزای خوكی وجود نداره، خوك حیوان خیلی قوی ای است، مگه خوك ها هم آنفلانزا می گیرن؟! اگر راست می گویند یك خوك را در تلویزیون نشان بدهند كه آنفلانزا گرفته است و عطسه می كند! البته از این خالی بندی ها قبلا هم می شد، مثلا می گفتند جنون گاوی آمده است، اما من خودم به گاوداری یكی از دوستانم رفتم و حتی یك گاو دیوانه ندیدم! همه ی گاوها سرشان توی كار خودشان بود و مثل یك گاو خوب و عاقل می چریدند و شیر می دادند، آنفلانزای مرغی هم از آن حرف های خنده دار بود، مگر مرغ با آن همه پری كه دارد سردش می شود كه سرما بخورد؟! حالا به فرض اینكه مرغ آنفلانزا بگیرد و به آدم هم منتقل شود، با مقایسه جثه ی آدم و مرغ می شود نتیجه گرفت آنفلانزای آدمی در مقایسه با مرغی حتما قوی تر و خطرناك تر است، حتما فردا هم می گویند آنفلانزای پشه ای و مورچه ای آمده است و باید از آن ها ترسید!»
عمو با سر حرف های بابایی را تایید كرد و گفت: «اصلا به فرض اینكه چیزی به اسم آنفلانزای خوكی وجود داشته باشد، مگر ما در كشورمان خوك داریم كه این ویروس در كشور ما وجود داشته باشد؟! در ضمن كسی هم در ایران گوشت خوك نمی خورد، پس در نتیجه در صورت وجود چنین بیماری ای اصلا جای نگرانی نیست چون این ویروس در كشور ما وجود ندارد.»
پدربزرگ هم وارد بحث شد و بعد از تایید صحبت های بابایی و عمو گفت: «آنفلانزای خوكی و مرغی و ... ماله این غربی های سوسول است، آنفلانزا، آنفلانزا است، با دو سه تا جوشونده خوردن خوب میشه! حالا نوه ی گلم بیا بهم یه بوس بده!»
داداشی از دانشگاه به خانه برگشت و اولین كاری كه كرد این بود كه رفت و دست هایش را با آب و صابون شست، عمو نگاهی به داداشی كرد و با خنده گفت: «نكنه خانم معلم شما هم بهتون گفته اولین كاری كه بعد از رسیدن به خونه می كنین شستن دستاتون باشه؟!»، داداشی برای بابایی و عمو توضیح داد كه این بیماری از انسان به انسان هم منتقل می شود و توسط خارجی هایی كه به ایران آمده اند وارد كشور شده است و از هر 200 نفری كه به این بیماری مبتلا می شوند حداقل یك نفر فوت می شود.
عمو نگاهی به دست هایش كرد و در حالی كه غضب آلود به من نگاه می كرد، داد زد: «آخه پسر! این چه كاریه كردی؟! می خوای همه مون رو به كشتن بدی؟!»، و سریع رفت تا دست هایش را بشورد!
بابابزرگ هم نزدیك من شد و پس كمی پیچاندن گوشم گفت: «چرا به حرفای خانم معلمت گوش نمیكنی؟! میخوای همه مون رو جوون مرگ كنی؟!» و بعد از این جملات به دلیل اینكه با من روبوسی كرده بود سریع رفت تا صورتش را بشورد و ضد عفونی كند.
بابایی از داداشی پرسد: «مسئولین بهداشتی ما در مورد این بیماری چه اقداماتی رو انجام داده اند؟!»، داداشی جواب داد: «آن ها این روزها شبانه روز در حال تلاش هستند و بصورت خستگی ناپذیری افراد مبتلا به این بیماری را می شمرند كه كار بسیار سختی است؛ سپس به صورت مستمر این آمار مبتلا شدگان به آنفلانزی خوكی را برای نشریات و خبرگزاری ها بیان می كنند!»

قسمتی از مناجات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
این مناجات از زبان مردی است که در کمالات و ارشهای انسانی و الهی
در اوج بوده است و خود را در قیاس با حق لایزال مینگرد و به کوچکی
انسان در برابر خداوند معترف است.
همهاش درس خداشناسی و انسانشناسی است...
اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم
مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی
مولای یا مولای انت المالک و انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک
مولای یا مولای انت العزیز و انا الذلیل و هل یرحم الذلیل الا العزیز
مولای یا مولای انت الخالق و انا المخلوق و هل یرحم المخلوق الا الخالق
مولای یا مولای انت العظیم و انا الحقیر و هل یرحم الحقیر الا العظیم
مولای یا مولای انت القوی و انا اضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی
مولای یا مو لای انت الغنی و انا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی
مولای یا مولای انت المعطی و انا السائل و هل یرحم السائل الا المطعی
مولای یا مولای انت الحی و انا المیت و هل یرحم المیت الا الحی
مولای یا مولای انت الباقی و انا الفانی و هل یرحم الفانی الا الباقی
مولای یا مولای انت الرازق و انا المرزوق و هل یرحم المزروق الا الرازق
مولای یا مولای انت الکبیر و انا الصغیر و هل یرحم الصغیر الا الکبیر
مولای یا مولای انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی
مولای یا مولای انت الرحمن و انا المرحوم و هل یرحم المرحوم الا الرحمن
مولای یا مولای انت الدلیل و انا المتحیر و هل یرحم المتحیر الا الدلیل
مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور............
در باغ گل برآتش نمرود می رسد
با شعر با صدای دف و عود می رسد
این بار هم به تارک طاغوت می خورد
سنگی که از فلاخن داوود می رسد
پیغمبران آمده، رفته، مبارک است
او که نوید مصحفتان بود می رسد
ای دست های سبز دعا گل برآورید
او گرچه دیر کرده ولی زود می رسد
جزاو به هیچ حادثه ای دل نبسته ایم
موعود جمعه، جمعه موعود می رسد

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم
سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو می گردیم و تو دنبال ما
ماه پیدا ، ماه پنهان ، ماه روشن ، ماه گم
رؤیت این ماه یعنی نامة اعمال ما
خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است
خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما
کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر
کاش حوّل حالنایی تر شود احوال ما
این سحرها در زلال ربنا گم می شویم
این سحرها آسمان گم می شود در بال ما
ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم
ماه با پای خودش آمد به استقبال ما
گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال
تا همه خورشید گردد روزی امسال ما
دکتر علیرضا قزوه

ماه رمضان در هر سال، قطعهاى از بهشت است كه
خدا در جهنّم سوزان دنياى مادّى ما آن را وارد مىكند
و به ما فرصت مىدهد كه خودمان را بر سر اين
سفره الهى در اين ماه، وارد بهشت كنيم.
بعضى همان سىروز را وارد بهشت مىشوند.
بعضى به بركت آن سىروز، همه سال را
و بعضى همه عمر را.


گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی
هزار بیت فرج نذر می کنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده برگردی
زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبز ترین آفریده برگردی
گمان کنم که زمانش...گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده برگردی
نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی
تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج)
اجماعاً...........گناه ممنوع!

میلاد آخرین منجی عالم بشریت
حضرت مهدی (عج)
بر خاکیان و افلاکیان مبارک باد
وقتی تمام عالم هزار و صد و هفتادمین سالروز میلاد امام عصر(عج) را به جشن و سرور نشستند افلاکیان گفتند :خاکیان را رسم بر این است که هرگاه به جشن تولد روند با خود هدیه ای برند. امروز شما با خود چه تحفه آوردید؟
مدتی به سکوت گذشت .....تا اینکه بزرگ مردی گفت: ما امروز آمده ایم تا با امام خود پیمان ببندیم که از امروز آنگونه باشیم که او میخواهد
افلاکیان گفتند: این راه بس دشوار است، میخواهید از کی شروع کنید ؟ از کجا شروع کنید ؟چه گونه ادامه دهید؟
بزرگ مرد گفت:ما از همین روز خجسته شروع میکنیم .از امروز خود را ملزم میکنیم که روزی حداقل ۵ دقیقه آنگونه باشیم که حضرت مهدی (عج) می خواهد.هر روز از خود می پرسیم
۱-آیا بنده خدا هستیم؟
۲- بدست آوردن نعمت های خدا (پست -قدرت -ثروت- دانش و ...)ما را به خدا نزدیکتر کرد یا دورتر؟
۳-میانه ما با دروغ چه طور است؟
۴-آیا نماز را سبک نمی شماریم؟
۵-به امور دنیایی در برابر نماز اول وقت کدام را اولویت می دهیم؟
۶-آیا تاکنون به نماز جماعت مسجد حاضر شده ایم؟
۷-آیا به بزرگان و پدر و مادر خود سر می زنیم؟
۸-اخلاق ما با خانواده و دیگران چطور است؟
۹-رابطه ما با خمس و زکات چگونه است؟
۱۰-میانه ما با حسادت چطور است؟
۱۱-میانه ما با کتاب الهی (قرآن) چگونه است؟آیا روزی یک آیه با معنا می خوانیم؟
۱۲-آیا به فکر ضعفا و فقیران هستیم؟
۱۳-معجزه بزرگ امام راحل(ره)را ( تاکید بر پشتیبان ولایت مطلقه فقیه بودن) که بر اندیشه و عشق وصیت و تاکید شده است ،چگونه با وجدان و قلبمان تفسیر میکنیم؟
ما از خداوند منان درخواست میکنیم که ما را یاری رساند که تا نفس در سینه داریم بر سر عهد و پیمان خویش بمانیم.


روزگاری بود میوه اش فتنه ،
خوراکش مردار ،
زندگی اش آلوده ،
سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند .
تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد .
تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید
و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند .
و در این هنگام بود که
محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .
آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود .
محمد (ص) غرق در اندیشه بود كه ناگهان صدایی گیرا و گرم
درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید ،
آدمی را از لخته خونی آفرید ،
بخوان كه پروردگار تو ارجمندترین است ،
همو كه با قلم آموخت ،
و به آدمی آنچه را كه نمی دانست بیاموخت . . .
مبعث پیامبر صلح و دوستی بر همگان مبارکباد

از فراقت به جواني همگي پير شديم
بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم
بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست
عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم
تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...
در پي ديدن رويت همگي تير شديم
از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيم
در سراشيبي ابروت سرازير شديم
گو گدايان در اين خانه بيايند که ما
از گدايي به در تو همگي مير شديم

درباره حضرت زينب عليها السلام
حضرت زينب عليها السلام در پنجم جمادي الاولي سال پنجم هجرت در مدينه منوره چشم به جهان گشود . مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و پدرش امام علي عليه السلام بود. او را ام الکلثوم کبري، و صديقه صغري ميناميدند . از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهيمه بود.
حضرت زينب عليها السلام در پنج سالگي مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفوليت با مصيبت آشنا گرديد . در دوران عمر با برکت خويش، مشکلات و رنجهاي زيادي را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخي چون اسارت و . . . را تحمل کرد .
عقيله بني هاشم و همسر و فرزندان
نسب نبوي، تربيت علوي، و لطف خداوندي از او فردي با خصوصيات و صفات برجسته ساخته بود، طوري که او را «عقيله بني هاشم» ميگفتند . با پسر عموي خود «عبد الله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره اين ازدواج فرزنداني بود که دو تن از آنها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبد الله الحسين عليه السلام شربت شهادت نوشيدند.

تاريخ وفات و مرقد مطهر حضرت زينب عليها السلام
نظر معروف اين است که آن حضرت پس از شهادت امام حسين عليهالسلام بيش از يک سال و نيم زندگي نکرد و در 15 رجب سال 62 هجري قمري، در 56 سالگي از دنيا رفت و مرقد مطهر ايشان در سوريه مي باشد.

آن روح زلال و صیقلی زینب (س) بود
آیینه غیرت علی (ع) زینب (س) بود
هر چند امام و مقتدا بود حسین(ع)
پیغمبر کربلا ولی زینب (س) بود


میلاد مسعود و خجسته
امیرالمومنین حضرت علی ابن ابیطالب (ع)
مبارکباد

آن روز که یک مسیحی عاشق علی علیه السلام شد

عصر یک جمعه دلگیر
دلم گفت :بگویم ٬ بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست
چرا آب به گلدان نرسیدست
و هنوزم که هنوز است
غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست
عصر این جمعه دلگیر
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج