طنز
میهمان شیطان
به روی سفرۀ افطار او ببین جانا
که چند گونه غذا پیش روی انسان است
هلیم و فرنی و حلوای کاسه و یخ در
کنار آن رطب و زولبیا فراوان است
وکله پاچه در آن سوی سفره در دیگی
نگاه مضطربش سوی صاحب خوان است
کباب جوجه و استیک وماهی و میگو
خلاصه سفره نگو قتلگاه حیوان است
و چند لحظۀ دیگر پس از اذان گفتن
ورم نموده شکم ، پاره بند تنبان است
توگوییا که ز قحطی گریخته طفلی
که سوی ظرف غذا این چنین شتابان است
اگرچه پر شده از او تغار وقت سحر
به مغرب اما گویی چو مرده بی جان است
و با شنیدن تکبیر می کند حمله
زدست حملۀ او سفره درب و داغان است
به صف نموده غذاها و نوبتی هر بار
روان به خندق خود می کند که انبان است
چنان ز قدرت او پاک می شود سفره
که کار ِ جاروی برقی از او نمایان است
شنیده است که روزه برای خودسازی است
به این دلیل نگاهش به مرغ بریان است
وچون که معتقد است او که میهمان خداست
در حالت خفگی باز شاد و خندان است
ولی به گفتۀ« جاوید» این چنین فردی
به طور قطع و یقین میهمان شیطان است
هدف که شد شکم و پر نمودن انبان
خدا ز سفره و آن میهمان گریزان است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 20:55 توسط زیتونی ها
|