در اعتراض به نسل‌کشی‌های فجیع اخیر در ایران

دل می‌رود ز دستم، دریاب پس جگر را
چاقو به پاچه‌ی ما خواهد شد آشکارا*

تاریخ بشر گواه مظلومیت همه‌ی ما گوسفندانی‌ست که در همه‌ی سال‌های سیاه زیستن آدم‌ها قربانی هوس‌ها، شکم‌بارگی‌ها و انسانیت بی‌رحمانه بوده‌ایم. ما گوسفندها دستورات مذهبی شما را تقدیر خود می‌دانیم و در برابر آن به یک تسلیم تاریخی رسیده‌ایم؛ اما همیشه عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب بوده‌اند که به بهانه‌ی بازگشت حجاج از سفر الهی‌شان، دست به کشتار بی‌رحمانه‌ی هم‌نوعان ما می‌زنند و ما را به نام استقبال از آنان، به کام خود قربانی می‌کنند. آیا زمان آن نرسیده است که دولت خدمتگزار این کشتارهای خیابانی را سامان‌دهی کند و دست سودجویان را از خرخره‌ی ما مظلومان برگیرد؟ آیا نسل‌کشی‌هایی که از خواهران مرغ ما در سکوت اتفاق می‌افتد و هیچ‌کس پاسخ‌گوی آن نیست، در رسانه‌های جمعی به‌وفور منعکس نشده است؟
بارها شاهد بوده‌ایم که برخی روزنامه‌ها برای پوشاندن این فجایع، به دروغ آگهی کرده‌اند که «گوسفند زنده موجود است»و تلاش کرده‌اند تا افکار عمومی آدم‌ها و گوسفندها را منحرف کنند؛ اما به‌زودی پرد‌ه‌ها کنار خواهد رفت.
جامعه‌ی گوسفندان مقیم مرکز، تلاش می کند در بیانیه‌های بعدی اسناد و مدارک قاطعی را منتشر کند تا همکاری برخی از گوسفندان فریب‌خورده را با عوامل انسانی افشا نماید. چنانچه نسل‌کشی‌ها ادامه پیدا کند، این تشکل گوسفندی تحصن بزرگی را در میدان کشتارگاه برگزار خواهد کرد تا ندای بع‌بع هزاران گوسفند، جامعه‌ی جهانی را به یاری بطلبد.
.
.
.
پی‌نوشت:
*متٱسفانه از گوسفند جماعت نمی‌شود انتظار یک شعر محکم را داشت.