سلام بر بهار مردمان و شادابی روزگاران!

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند!

سالها _هجری و شمسی _همه بی خورشیدند


سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است


فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند


تو بیائی همه ثانیه ها ،ساعت ها


از همین روز ،همین لحظه ،همین دم ،عیدند!


این بهار، این سال ، و این نوروز را با یاد تو آغاز می کنیم

تا ظهورت را در همین بهار در آغوش گیریم و آن "روز نو" را در روز های

همین نوروز ، شاهد باشیم و" شادابی روزگاران" را در

سایه سار" بهار مردمان" نظاره کنیم!


السلام علی ربیع الانام و نضره الایام...


رسم "بهاری بودن" در خزان های دیر پا،به ما آموخته است

گوهر انتظار را آنچنان در قلب های خود نگهبانی کنیم که هر روز

درخشان تر شود و یاءس و نا امیدی را آنچنان جواب کنیم که

فرسنگ ها از ما دور شود و به مرگ گراید!

سالی را آغاز می کنیم که می خواهیم سرشار از توفیق خدمتگزاری

باشد و همراه با عبودیت و تلاش ، تا لبخند مهر از این مرزبانی بر

چهره مولای زمان بنشیند و تبسم رضایت او _که رضای الهی است_

قرین کارنامه مان شود